آذربایجان         Azarbaijan 

               ششمین سفر- تابستان ۱۳۸۸

                                                                            

             

                                        2- نمایی از شهر باکو - جمهوری آذربایجان

آذربایجان همسایه شمالی ایران از کشورهای استقلال یافته شوروی سابق می باشد که اکثر جمعیت آن مسلمان و شیعه می باشند و به زبان ترکی صحبت می کنند   پایتخت آن شهر ساحلی و زیبای باکو می باشد، که در دامنه کوه و ساحل دریای خزر واقع شده است.

پایتخت ان شهر زیبا و قدیمی باکو که بزرگترین شهر و بندر این کشور است و در ساحل غربی دریای خزر و در شبه جزیره اب شوران قرار دارد و یکی از مناطق نفت خیز جهان می باشد و پرجمعیت ترین شهر قفقاز می باشد که بیش از دو میلیون نفر جمعیت دارد و در بخش قدیمی شهر که برج و باروی ان موجود می باشد جزئ آثار ثبت شده یونسکو می باشد .

باکو دارای 11 منطقه شهری می باشد در جزایر خلیج باکو شهرهایی بنا شده اند که خارج از باکو می باشند و یکی از آنها شهر صخره نفتی یا نفت داشلاری است که در دریا ساخته شده است .

واحد پول آن منات می باشد که حدودا ۱۲۵۰ تومان و تقریبا برابر با یک یورو می باشد .و قیمت بنزین در حدود ۵۵/. منات و تقریبا ۶۰۰ تومان می باشد .

در تابستان سال ۱۳۸۸ قصد سفری زمینی به کشور ارمنستان را داشتیم .بعد از  پرس و جو و کسب اطلاعات ولی ناقص تصمیم گرفتیم که از طریق خاک آذربایجان وارد خاک ارمنستان شویم  درست همین قسمت بخش اشتباه مسیر انتخابی سفرمان بوده است که بعدا توضیح خواهم داد .

 لذا ابتدا باید کارهای قانونی ماشین را می رسیدیم ،ماشین مان هیوندای سوناتا بود که ابتدا به یک دفتر مسافرتی که کارهای گواهینامه بین المللی و کارهای مربوط به آن را انجام می داد رفتیم .

برای مسافرت رفتن به خارج از کشور با ماشین شخصی خود به چهار چیز نیاز دارید:

۱- مجوزخارج کردن ماشین از کشور ( کاپوتاژ ) یا برگه گمرکی

۲- دفترچه بین المللی ماشین ( سند )

3 -گواهینامه بین المللی

4- نمره بین المللی ماشین

برای گرفتن مجوز گمرکی ( کاپوتاژ) باید در شهرستان ها به گمرک مرکز استان آن شهر و یا به گمرک تهران و یا به گمرکات مرزی مراجعه کرد .

مدارک مورد نیاز برای اداره گمرک :

مدارک شامل :

الف - اصل و فتو کپی  سند ماشین ، کارت ماشین ، کارت سبز ماشین  ( ماشین های خارجی  ) ،گواهینامه ،شناسنامه، کارت ملی  و پاسپورت

در گمرک بعد از ارایه مدارک و بازدید ماشین و ارزیابی آن  توسط مامور گمرک به ما برگه ای دادند به نام مجوز خروج ماشین " کاپوتاژ" که هزینه آن فقط ده هزار ریال بوده است .و معمولا شش ماه یا یک سال اعتبار دارد .که بعد از انقضا باید ابطال شود تا جریمه نشوید .

برای گرفتن بقیه مدارک مورد نظر باید به یکی از آژانس های مسافرتی و جهانگردی  طرف قرارداد با سازمان اتومبیلرانی و موتور سواری بین المللی ایران مراجعه نمود . که معمولا در همه مراکز استان ها و همچنین در شهرهایی که دارای سازمان کمرگ می باشند چندین آژانس این کار ها را انجام می دهند .

- برای گرفتن گواهینامه بین المللی ، کارت بین المللی ماشین و همچنین نمره زرد رنگ بین اللملی ماشین IR_43143  - اصل و کپی مدارک بالا به اضافه مجوز خروج ماشین ( کاپوتاژ )  را تحویل  آنها دادیم و فردای آن روز بعد از آماده شدن گواهینامه ، دفترچه و  نمره ماشین  را تحویل گرفتیم.

که جمع کل هزینه ها بدین صورت می باشد: 

1- برگه کمرگی به مبلغ 1000 تومان

2- کارت بین المللی ماشین به مبلغ  38000 تومان

3- گواهینامه بین المللی 30000 تومان

4- نمره بین اللملی ماشین به مبلغ 100000 تومان

که کل هزینه ها به مبلغ 169000 تومان می باشد.

لازم به ذکر می باشد که نمره برای ماشین دایمی می باشد و بقیه با اعتبار یک ساله می باشد . که برای سفر بعدی بعد از  یک سال دو باره با پرداخت هزینه دو باره ( فعلا با پرداخت 69000 هزار تومان ) باید صادر شود و تمدید اعتبار نخواهد شد.

 

-برای صدور گواهینامه رانندگی بین المللی در مسافرت های خارجی  نیاز به فتوکپی و اصل گواهینامه شخصی ،کارت ملی ، پاسپورت ، عکس و پرداخت هزینه صدور (مبلغ 30000 تومان ) می باشد.

برای رفتن به آذربایجان نیاز به گرفتن ویزا بود که از یک آژانس  که او هم از کنسولگری آذربایجان در تبریز به مبلغ 70/000 تومان برای هر نفر تهیه کردیم .

بعد از آماده شدن مدارک لازم در روز مقرر ۸ شهریور به سمت شهر آستارا حرکت کردیم  و ساعت ۱۱ صبح به شهر آستارا رسیدیم .( برای رفتن به آذربایجان یا باید از مرز آستارا رفت و یا مرز بیله سوار در اردبیل

( از آستارا تا باکو ۳۵۰ کیلو متر و از مرز بیله سوار واقع در اردبیل تا باکو ۲۰۰ کیلو متر می باشد .) 

  

آدرس گمرک را پرسیدیم و در منتهی الیه دریای خزر به گمرک آستارا مراجعه نمودیم .ابتدا نگهبان از ما خواست که به یک مغازه ای در شهر مراجعه نماییم و پلاک بین المللی را نصب نماییم .

 به یک کارگاه درب و پنجره سازی آلومینیوم رفتیم و بعد از کندن نمره ایرانی بجایش نمره بین المللی را نصب نمود.( اگر دو عدد بست پلاستیکی نصب سیم به همراه داشته باشید خودتان میتوانید بر روی نمره ماشین نصب نمایید و نیاز به کندن نمره ماشین نیست )

سپس به گمرک استارای ایران  بازگشتیم و با نشان دادن برگه گمرکی "کاپوتاژ" به قسمت خروجی رفتیم بعد از بررسی مدارک ماشین که وقت چندانی هم نگرفت نوبت به مهر خروج پاسپورت ها شد که آن هم به سرعت انجام شد .

بعد از گرفتن مدارک و تبدیل مقداری ارز از یک شخص در گمرک سوار ماشین شده و مرز بین ایران و آذربایجان که یک پل کم عرضی  بر روی رودخانه آستاراچای می باشد خارج شدیم و وارد خاک آذربایجان شدیم .

ابتدا با اشاره مامور گمرک آذربایجان از ماشین پیاده شدیم و همراه مدارک به قسمت ورودی که فقط ۳-۲ اتاق با امکانات اولیه بود وارد شدیم.

محوطه گمرک ایران بسیار وسیع و با ساختمان های نسبتا خوب و محوطه سازی شده می باشد که این در همه گمرکات ایران در همه شهرهای مرزی ایران می باشد .

ولی محوطه گمرکی کشور آذربایجان دارای وسعت کم  بدون محوطه سازی و همه جا پر از آب و تعدادی اتاق که فقط با نصب کانتینر می باشد  که ساختمان گمرک در حال ساخت ولی به کندی در حال انجام است .در محوطه گمرک تعدادی ماشین  سواری ایرانی برای ورود به آذربایجان و تعدادی اتوبوس مسافرتی و تریلی های کانتینردار حمل بار و تریلی های حمل ماشین های شاسی بلند آماده وارد  شدن به خاک آذربایجان بوده است. 

برگه گمرکی و مدارک راننده شامل گواهی نامه بین المللی ، کارت بین المللی ماشین و پاسپورت را تحویل دادیم و بعد از بررسی مدارک چند منات از ما خواستند که پرداخت نمودیم و بعدا فهمیدیم که باج بوده است .( دلیل آن هم اینکه افسر مربوطه کشوی میز را باز میکند و شما مبلغ خواسته شده را داخل آن می اندازید و دلیل دیگر آن  عدم دادن رسید می باشید)

سپس مدارک را برای صدور بیمه نامه به قسمت دیگر ، کانتینر ، بردیم و بعد از پرداخت حق بیمه بین المللی ماشین برای تردد در خاک آذربایجان بیمه نامه را به همراه مجموع مدارک و به همان ساختمان اولیه بردیم و با  تایید مدارک برای سفر آماده شدیم.

سوار ماشین شدیم و از گمرک بیرون امدیم و از کنار دریای خزر که جاده خاکی و  دارای دست انداز های بسیار زیادی و چاله های پر از آب بود گذشتیم و در انتهای دیوار بیرونی گمرک شخصی با زنجیر جاده را بسته و درخواست ۵ منات کرد که بعد از پرداخت آن و مسافتی حدود ۵۰۰ متر به شهر آستارا در آذربایجان رسیدیم.

 

                                   3- شهر آستارا

                                 4- شهر آستارا -آذربایجان

شهر آستارای آذربایجان  در مقایسه با  شهر آستارای ایران  شهر بسیار  کوچکی است.

 وقتی که وارد شهر می شوید دیوار های شهر کلا به رنگ خاکستری و یک رنگ  و تقریبا تر و تمیز می باشد

 کنتورهای برق منازل همگی بر روی دیوار بیرونی خانه نصب می باشند .

همیشه این حس  در من وجود داشته که هر وقت از استارا به اردبیل می رفتم  می خواستم بدانم که در آن طرف مرز که شهری به همین نام، آستارایی دیگر است چه جوری و چه خبر است که الان تحقق یافته است .

زنان با لباس های محلی و مردان هم مانند این طرف ایران هستند.

بدون توقف از شهر خارج شدیم و بعد از گذشتن از کنار دکل مخابرات که در طرف ایران قابل مشاهده است وارد جاده شده و مسیر باکو یا به قول آذربایجانی ها  "باکی " ادامه مسیر دادیم.

مسافت مرز آستارا تا باکو حدودا ۳۵۰ کیلو متر می باشد که محدودیت سرعت حداکثر  ۸۵ کیلو متر و در بیشتر مسیر ها ۵۰ کیلو متر می باشد  تقریبا نصف مسیر جاده مناسبی است و بقیه بخصوص جاده های خارج شهر همراه با چاله و دست انداز می باشند که در حال تعمیر و بازسازی می باشند .درجاده بندرت علایم رانندگی و تابلوی مسافت شهر ها دیده می شود ولی در داخل شهر ها تا دلت بخواهد عکس بزرگ پدر و پسر حیدر  و الهام علی اف دیده می شود . 

( برای ما ایرانی ها که در رانندگی عجول هستیم با این سرعت کم بسیار خسته کننده می باشد و سرعت زیاد همراه است با جریمه .پرداخت جریمه را هم می توان در بانک پرداخت کرد و هم به صورت نقد با گرفتن رسید از پلیس پرداخت نمود در غیر این صورت باج می باشد که بسیار هم رایج است.

چون از وضعیت ماموران پلیس و جاده اطلاع داشتیم سعی کردیم رعایت کنیم تا احتمالا جریمه نشویم .

 از شهر آستارا تا بیله سوار جاده سرسبز و زیبا است و انواع و اقسام میوه های فصل در کنار جاده بفروش میرسد .

                                                       5- شهر بیله سوار

از بیله سوار به بعد جاده کم کم حالت جنگلی خود را از دست داده و کشتزارهای  سرسبز پدیدار میشود بخصوص مزارع بسیار بزرگ و وسیعی از درختان انگور که بطور مهندسی در امتداد دریا کشت شده اند و همچنین بخش بزرگی از مسیر از میان مزارع گندم و  سیب زمینی است  چون این بخش کشاورزی و باغداری جریان دارد در طول مسیر در کنار جاده دستفروشان و کشاورزان محصولات کشاورزی خود را به فروش می گذارند. 

در مسیر جاده اصلی  در داخل شهرها نانوایی هایی را می بینید که تمام کارگران آن زنان آذری می باشند و نان هایی بسیار خوشمزه ای با آتش چوب که چندین برابر نان باگت می باشد می پزند و قیمت دو عدد آن یک منات می باشد کنار این نانوایی ها هم مرغ های بریان شده  به فروش می رسند . 

یکی از فروشگاههایی که گاهی گاهی دیده می شود فروشگاه چوبهای نراد می باشد 

در راه آستارا تا باکو هر از گاهی استراحتگاه و رستورانهای متعددی برای استراحت و صرف غذا رانندگان و مسافرین وجود دارد  . بعد از حدود دو ساعتی رانندگی  کنار جاده در یک فضای سرسبز زیر سایه درختان توقف کردیم و وسایل نهار که به همراه داشتیم آماده کردیم  و بعد از صرف نهار و چایی و استراحتی مختصر راهمان را ادامه دادیم . بعد از مدتی رانندگی در یکی از همین رستوران کنار جاده ای که به تعداد زیاد در آنجا دیده می شود برای صرف چای توقف کردیم.

در جاده یا ماشین های قدیمی لادا و یا بنز های دست دوم آلمانی می بینی و یا ماشین های شاسی بلند جدید و بندرت ماشینی با نمره ایرانی دیده ایم .

جاده پراز پلیس راهنمایی است و دوربین پلیس هم یا پشت یک درخت یا ساختمان قرار دارند و رانندگان را در نظر دارند.  ما برای جریمه نشدن بیشتر مواقع پشت یک ماشین آذری حرکت می کردیم و با سرعتی بیشتر از حد مجاز  (سرعت مجاز بین ۸۵-۵۰ کیلو متر ) .

از شهر های مختلفی مانند  بیله سوار،لنکران ، ماسالی ،سالیان،الیت گذشته و بالاخره بعد از ۵-۴ساعت رانندگی به باکو رسیدیم.

                                        6-ساحل دریای خزر در باکو                                                   

قبل از ورود و چند کیلو متری مانده به شهر جاده دو باره کناره دریای خزر قرار می گیرد که اساحل آن مناسب برای شنا نمی باشد و جایی هم برای شنا و استراحت در کنار ساحل ندارد و شهر از فاصله دور قابل دیدن است  وقتی که به شهر نزدیک می شویم  خیابانها بسیار عریض تر می شوند و در داخل دریا که نزدیک شهر هم می باشند دکل های نفتی زیادی را می بینید که مشغول استخراج نفت می باشند.

                                           ۷-نمایی از شهر باکو کنار دریای خزر

در کنار خیابان ساحلی که در این کشور به انتهای دریای خزر در این طرف می رسید که جاده با دریا ارتفاع نسبتا بلندی هم دارد  افراد زیادی مشغول تماشای دریا می باشند که بعد از آستارای آذربایجان اولین ساحل در کنار جاده اصلی به باکو می باشد ما هم توقف کوتاهی کردیم  به خاطر وجود اسکله نفتی ساحل زیاد تمیز نبود و محل شنایی وجود نداشت ولی کمی جلوتر ساحل را به بخش خصوصی داده بودند که هم امکانات شنا داشت و هم هتل های بسیار شیک همراه با استخر هایی برای شنا کردن که بسیار هم تمیز بودند.

 

                                              8- ساحل دریای خزر - باکو

روز ورودمان مصادف با یک روز تابستانی خنک ولی با باران شدید بوده که کسی نمی توانست در دریا شنا کند .

در قسمت ورودی شهر در وسط خیابان مقبره ای قرار دارد که منتسب به بی بی هیبت خواهر امام رضا ع می باشد .

                           9- بارگاه بی بی هیبت  باکو - آذربایجان

بعد از وارد شدن به شهر در کنار ساحل پارک ساحلی تمیز و بزرگی احداث شده که جمعیت زیادی را در آن می بینید خیابانهای شهر مانند دیگر کشورهای شوروی سابق بسیار عریض می باشند .

باکو شهری بسیار تمیز و زیبا می باشد و در خیابانها زنان رفتگری را می بینید که مشغول نظافت آن هستند .

قبل از گرفتن هتل خواستیم گشت کاملی در شهر بزنیم .

شهر باکو که ابتدای ورود و بخشی از آن باکوی قدیم می باشد که خانه و بناهای زیادی در حال خراب شدن و بازسازی به همراه ساختمانهای بسیار شیک و بلند می شوند .

مسیر ساحلی را ادامه می دهیم هر چه جلوتر و به بندر نزدیکتر می شویم شهر در حال نو شدن است در این قسمت شهر تقریبا اثری از بناهای قدیمی نیست هم ساختمانهای بلند مرتبه ساخته شده و هم در حال ساخت مشاهده می کنید که تا نزدیکی های جاده منتهی به فرودگاه که رفتیم ادامه دارد سپس به مرکز شهر برگشتیم و برای اقامت دنبال هتل گشتیم که سرانجام یک هتلی بنام هتل آراز که قدیمی بازسازی شده ولی  تمیز و بزرگ بود با شبی ۸۰ دلار گرفتیم .

 کلا باکو شهری قدیمی و تاریخی است که با سرعت زیاد در حال نو شدن است که در جای جای آن ساختمان های بلند در حال ساخت را می بینید و صد البته خیابان های بسیار عریض و کاملا تمیز                                                 

بعد از مستقر شدن در هتل و دوش گرفتن و استراحتی کوتاه در آن  با یک تاکسی به مرکز شهر رفتیم و 2-3 ساعتی از قسمت های شهر از جمله فروشگاه های بسیار شیک که فروشنده گان زیبای روسی داشتند رفتیم و بعد از گشت و گذار در شهر و صرف شام در یک رستوران آذری بعد از پاسی از شب به هتل برگشتیم .

چون سفر بعدی مان رفتن به ارمنستان بود از یکی از کارکنان هتل که انگلیسی بلد بود در باره سفر به  ارمنستان سوال کردم  چنان بد برخورد کرد تا زمانی که در هتل بودیم به ما طور دیگری نگاه میکرد .

بعدا فهمیدیم که آذریها واقعا با ارمنی ها دشمنی و نفرت دارند و این دشمنی به خاطر جنگ قره باغ  بین دو کشور آذربایجان و ارمنستان بوده است و فعلا هم حالت نه جنگ و نه صلح دارند .

همانطور که در اول پست متذکر شدیم فردای آن روز فهمیدیم که راه اشتباه مان برای رفتن به ارمنستان از کشور آذربایجان بوده است چون بعد از وقوع جنگ تا به امروز مرزهای بین آنها بسته شده و روابط سیاسی آنها قطع شده است .

لذا یا باید از طریق کشور آذربایجان به گرجستان  و از آنجا به ارمنستان می رفتیم و یا باید به ایران برمی گشتیم و دو باره از طریق ایران به ارمنستان می رفتیم  .

با وجود جنگ بین گرجستان و روسیه  در گرفتن ویزای گرجستان مطمین نبودیم .

فردای آن روز برای گرفتن اطلاعات بیشتر به سفارت ایران در باکو رفتیم که همان اطلاعات فوق را به ما داد ،یا رفتن به گرجستان یا بازگش به ایران ، پس ما راه دوم را انتخاب کردیم یعنی برگشت به ایران  و رفتن به ارمنستان از راه ایران .

                                         10- خیابانی در باکو

روز بعد را برای دیدن جا های دیدنی باکو قرار دادیم که متاسفانه از اوایل صبح با باران بسیار شدید مواجه شدیم که یکسره می بارید و قطع نمی شد که به هیچ وجه هم قادر به پیاده رفتن یا پیاده شدن از ماشین نبودیم  و مجبور شدیم با ماشین گشتی بزنیم و زیاد نتوانستیم همه جا را ببینیم . 

 

                                                     11-شهر باکو

تا ساعتی از بعد از ظهر بارندگی ادامه داشت لذا قصد برگشت کردیم در برگشت سری به پارک که ابتدای ورودی شهر است زدیم پارک بزرگ و تمیزی در کنار ساحل دریای خزر است و همین طور باران هم نم نمک در حال باریدن بود.

حیف باکوی زیبا را به خاطر باران بسیار شدید  نتوانستیم بخوبی ببینیم شاید فرصتی دیگر بدست آید و جبران مافات کنیم.

                                              12 -شهر زیبای باکو

در گشت شهری از یک نفر در باره جاهای دیدنی سوال کردیم که اتفاقا فارسی بلد بود و چند سالی در ایران درس طلبگی خوانده و گفته که از طرف حوزه علمیه قم شهر های زیادی در ایران را دیده و حالا در آذربایجان نگهبان یک شرکت نفتی است . به اتفاق هم دیدنی های شهر را دیدیم و برای اقامت شب چندین هتل را به اتفاق هم سرزدیم به نسبت امکانات قیمت بالایی داشتند یک هتل ۴ یا ۵ ستاره در مرکز شهر ۲۵۰ دلار - 

به پیشنهاد دوست آذری به کنار ساحل  دریا آمدیم  که هتل و استراحت گاه های متعددی  به همراه منطقه شنا زیبا و تمیزی داشت در اینجا هم هتل ها و یلاها بالای 250 دلار بوده است هتل های خوب با امکانات مناسب استخر و باشگاه  ورزشی . 

یکی از دوستان گروه پیشنهاد کرد به جای اقامت در هتل برای رفتن به ارمنستان برگردیم ولی شهرهای بین راهی را که در موقع آمدن از کنارشان رد شدیم در راه برگشت وارد آنها شویم و از نزدیک قسمتهای مختلف آن را ببینیم که همین کار را کردیم.

  تا اینجا به مشکل خاصی برخورد نکرده بودیم در برگشت از کنار شهرهایی که میگذشتیم داخل بعضی از آنها شدیم و گشتی در آن زدیم.

در نزدیکی ورودی شهر بیله سوار در یک ایستگاه پلیس به دستور پلیس متوقف شدیم و تقاضای مدارک کرد و علت را پرسیدیم گفته تابلو ۵۰ کیلو متر بوده شما ۸۵ کیلو متر رانندگی می کردید .

گفته باید ۲۰۰ دلار جریمه بدهید یا نقدا پرداخت کنید و یا باید به شهر لنگران برگردید و در بانک پرداخت کنید با توجه به نزدیکی غروب و بسته بودن بانک عملا امکان پذیر نبود به شهر برگردیم همین حین یک راننده آذری را به خاطر سرعت زیاد توقف کردن و مدارک او را گرفتند که با سر و صدای زیاد بدون پرداخت جریمه مدارکش را گرفت ما هر چه خواهش کردیم مدارک ما را نداد ۲۰ دلار خواستیم بدهیم قبول نکرد تا ۴۰ دلار راضی به پرداخت شدیم قبول نکرد بعد از بیش از یک ساعت علافی و اعصابی خراب کار آن راننده آذری را کردیم یکی از ما با عصبانیت برخورد کرد که با داد و بیداد ما راضی به ۴۰ دلار شد و مدارک را پس داد.

راهمان را ادامه دادیم و در نزدیکی های شهر آستارا دوباره با ایست پلیس مواجه شدیم که گفته قسمتی روی خط ممتد رانندگی کردید تقاضای ۲۰ دلار جریمه کرد که در خواست بازبینی دوربین را کردیم که نشان نداد که با پرداخت 15 دلار نقدا مسئله حل شد در ضمن ماشینهای پلیس اکثرا در مکانی مخفی می باشند و دوربینهای پلیس پشت درختان و جایی که دیده نشوند مستقر می باشند لذا با اعصابی خراب راهمان را ادامه دادیم و شاید دو باره به این کشور سفری نکنیم  .

 حدود ساعت شش و نیم  بعد از ظهر به مرز رسیدیم که خواستیم از مرز بگذریم که دیدیم مرز بسته است و ساعت کار گمرگ ایران و آذربایجان ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر می باشد . دو باره به شهر آستارا برگشتیم و گشتی در  بازار شهر زدیم و در یک قسمتی از شهر مراسم عروسی برگزار بود که از صاحب عروسی اجازه خواستیم  داخل شویم و از مراسم عکس بگیریم که قبول نکرد و در پایان برای اقامت شبانه ابتدا به ویلایهای کنار دریا رفتیم که شبی ۶۰ دلار بود ولی بخاطر خلوت بودن و احیانا مشکل امنیت  قبول نکردیم و به شهر برگشتیم و یک هتل با شبی ۳۰ دلار درست در نزدیکی دگل بززرگ مخابرت گرفتیم و شام را در رستوران هتل خوردیم و صبح به سمت گمرک راه افتادیم و بعد از بررسی مدارک از مرز گذشتیم  و وارد گمرک ایران شدیم و سپس با صرف صبحانه عازم رفتن به ارمنستان از طریق ایران شدیم.

مسافرت به این گونه کشورها که روزی جزئ کشور شوروی و یکی از ابر قدرت جهان بوده است برای من جای بسی شگفتی دارد چون از نظر امکانات و شهر سازی سطع پایین و قدیمی هستند ابر قدرت بودن فقط بمب و موشک اتمی بوده است و ملت های شان محروم از امکانات بوده اند حالا بعد از استقلال و فروپاشی شوروی در حال نو شدن و مدرن شدن هستند .

جاذبه های گردشگری آذربایجان شامل :

هزینه سفر:

در کل نفری 200.000 تومان

 

 

                                                                                                   پایان

+ نوشته شده توسط علی قوامی در پنجشنبه نهم مهر 1388 و ساعت 9:20 قبل از ظهر |