X
تبلیغات
سفرنامه علی - سفرنامه سلیمانیه -کردستان عراق
           سلیمانیه      Sulaymaniyah
                               دهمین سفر بهار ۱۳۸۹ هیجدهم می 2010 
                                                           
   
                                                 

سلام خدمت دوستان 

امروز ۲۹   اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۹  در یک هتلی در کردستان عراق "هتل جولیا"" که صاحبش یک ایرانی مقیم کشور سوید می باشد در شهر سلیمانیه هستیم بعدا در باره سفر خواهم نوشت.

همین جا از او بسیار تشکر می کنم که لپ تاب خود را در اختیارم گذاشت تا به کارهای اینترنتی ام برسم و همین قدر این وبلاگ را آپدیت کنم .

در ضمن این هتل دارای اینترنت بیسم با سرعت مناسبی می باشد که با لپ تاب خود میتوان از آن استفاده کرد .

با سلام                                                                  

در اواخر پایانی اردیبهشت ماه بعد از شنبه ۲۴ اردیبهشت تا اوایل خرداد برای من تعطیل کاری بوده لذا به همراه دو نفر از دوستانم  قصد سفر به شهر بانه برای خرید و همچنین دیدن شهر های غرب کشور را کردیم .

                                                           

                                1-کنار هتلی در سلیمانیه - کردستان عراق

  در ضمن قصد داشتیم اگر میسر شد  شهر های کردستان عراق را هم ببینیم ،لذا از اینترنت در باره چگونگی سفر به کردستان عراق و اطلاعات مورد نیاز در باره شهر های آن را بدست آوردیم متاسفانه اطلاعات زیادی در باره اقلیم کردستان و نقاط دیدنی شهر ها بخصوص سلیمانیه و اربیل و همچنین سفرنامه های دوستان در باره آن به حد کافی وجود نداشت  لذا با همان مقدار اطلاعات لازمه را کسب کردیم  مفید و سودمند بوده است لذا پاسپورتهای خودمان را برداشتیم و سه نفری با ماشین دوستم هیوندای آزارا روز سه شنبه راهی سفر شدیم .بعد از طی مسافت و گذشتن از شهر های ایران( شمال به طرف غرب ) و گذشتن از شهر سنندج وارد شهر مریوان شدیم . ساعت ۸ شب به آنجا رسیدیم و گشتی  در شهر  و همچنین کنار دریاچه زریوار زدیم .


 

                                      2-نمایی از دریاچه زریوار مریوان                                                       

دریاچه ای زیبا کنار دامنه مرزی کوه واقع شده است که همسایه اقلیم کردستان عراق است و این دریاچه که نسبتا بزرگ هم می باشد محل تفریح مسافرین و مردم محلی می باشد  در نزدیکی آن دو هتل و چندین سوییت مناسب هم قرار دارد .

اگر قصد سفر به کردستان عراق دارید و مانند ما شب به مریوان رسیدید بهتر است در شهر اقامت نمایید چون در مرز هیچگونه امکانات اقامتی وجود ندارد باید کنار جاده بخوابید  و شبها گمرک بسته و ساعت ۸:۳۰ صبح باز می شود.

بعد از مشخص شدن محل اقامت شب ،گشتی در شهر مریوان زدیم چون این سومین بار بوده است که به مریوان آمده ام تغییر زیادی کرده بود و بار قبلی به همراه دوست عزیز کرمانشاهی ام  بدین شهر آمده ام و مهمان یکی از بستگانش که پزشک در اینجا می باشد بوده ایم. 

شب را در یک هتلی در مریوان گذراندیم و ساعت ۷:۳۰ صبح بعد از صرف صبحانه به سمت مرز باشماق که حدودا   ۱۵ کیلو متر می باشد حرکت نمودیم . 


 

                                    3-گمرگ باشماق در مریوان                                                              

باشماق مرز زمینی ایران با اقلیم کردستان عراق است که با ماشین شخصی می توان به آنجا مسافرت کرد .

بعد از رسیدن به مرز در کنار کمرگ با انبوه ای از تانکر های ایرانی و عراقی در دو طرف جاده با صف چند صد متری مواجه شدیم که به خاطر بسته بودن مرز شب را داخل تانکر هایشان خوابیده بودند و اینها مازوت (نفت سیاه ) را از کرکوک عراق حمل واز طریق منطقه مرزی مریوان به بندر بوشهر ترانزیت می کردند.

                                                                  

                                      4-مسیر ورودی به گمرک باشماق - مریوان

درپشت درب گمرک افراد زیادی منتظر ایستاده بوده اند ، عده ای کارگر  بودند که منتظر باز شدن درب کمرگ  بودند و چند نفری هم ساک بدست که کار تبدیل ارز را انجام می دادند .( هر ۱۰۰۰ دینار عراقی را ۸۵۰ تومان ایران تبدیل میکردند .) چند نفری هم در آنجا منتطر مسافرینی بودند که با ماشین شخصی قصد سفر به کردستان عراق را دارند .

شخصی به ما پیشنهاد کاپوتاژ  کردن ( برگه گمرگی )  ماشین را در قبال گرفتن مبلغ و انجام تمام کار اداری و پرداخت  هزینه ها  را کرد.بعد از توافق به مبلغ ۴۰۰۰۰  تومان  و باز شدن درب گمرک تمام کارهای اداری را خودش انجام داد .

بعد از پایان کار که وقت چندانی هم نگرفت پول را پرداخت نمودیم .

( حدود یک ساعتی را هم بخاطر اینکه کارمند مامور ثبت ماشین به علت فوت یکی از بستگانش  آن روز غیبت کرده بود و کلید را هم همراه خود برده بود با آوردن اره و بریدن قفل درب طول کشید .) 

سپس در بانک ملی مستقر در آنجا عوارض خروج زمینی هر نفر ۱۰۰۰۰ تومان را پرداخت نمودیم .( سال قبل به مبلغ ۵۰۰۰ تومان بوده است )

بعد به قسمت گیت خروجی ایران رفتیم و با مهر خروج خوردن پاسپورت ها وارد گیت ورودی خاک عراق شدیم .

                                          5-محوطه مرز در قسمت کردستان عراق

 پاسپورتها را مهر ورود زدند که به منزله ویزا می باشد و هزینه ای ندارد و هر شخص می تواند به مدت ۱۰ روز فقط در شهرهای کردستان عراق اقامت نماید و اجازه ورود به دیگر شهر های عراق را ندارد .  

 سپس برای پرداخت عوارض ورود ماشین به بخش مربوطه رفتیم با ارایه یک کپی از سند ماشین و گواهی نامه و یک کپی از برگه کاپوتاژ و پرداخت ۵۵۰۰۰ دینار عراقی مجوز ورود ماشین را گرفتیم.

- تذکر اینکه رانندگی در داخل کردستان عراق نیاز به گواهینامه بین المللی ندارد .

-اگر کسی از سفارت عراق ویزا دریافت نماید از طریق این مرز می تواند به هر کجای عراق سفر نماید .

- اگر قصد سفر زمینی بدون وسیله نقلیه شخصی به کردستان عراق را دارید ابتدا بهتر است به سنندج بروید و با اتوبوس سفر نمایید .

ساعت حدود ۱۰:۳۰ صبح بود و بعد از گرفتن مجوزهای لازم آماده سفر شدیم  حدود ۱ کیلومتری رفتیم که به یک پاسگاه ایست و بازرسی رسیدیم  از ماشین پیاده شدیم  و  مدارک را تحویل مامور مربوطه دادیم بعد از بررسی مدارک ادامه مسیر دادیم و ۲ کیلو متری رفتیم که به یک دو راهی رسیدیم که سمت چپ به شهر پنجوین میرفت و سمت راست کمربندی خارج ازشهر بود  .

پنجوین شهری مرزی با مریوان می باشد که از مریوان خیلی کوچکتر است ولی شهری آرام و تمیزی می باشد .توقف کوتاهی در آن نمودیم و به یک سی دی فروشی رفتیم و چند سی دی  شاد کردی خریدیم تا ادامه مسیر را با آهنگ های شاد کردی در میان کوه های بسیار سرسبز و زیبای سربه فلک کشیده و جاده ی پیچ در پیچ کردستان ادامه دهیم .

از همین شهر کوچک فرق دو طرف کردستان قابل مشاهده است سطح زندگی این طرف بهتر از داخل کشور می باشد رونق اقتصادی ، سبک زندگی و رفاه اجتماعی بهتری برخوردارند مثلا ماشین های خارجی با قیمتی خیلی ارزانتر وجود دارند و تاکسی در اقلیم کردستان ،تویوتا کمری می باشند که به رنگ کرم می باشند.

                                    6-کمربندی شهر پنجوین عراق

قابل ذکر است که منطقه کردستان عراق همانند کردستان ایران از امنیت کافی برخوردار می باشد و پاسگاه های ایست و بازرسی زیاد و خسته کننده دیگرشهرهای عراق دراین منطقه کمتر است .

در مسیرمان روستاییان زیادی را دیدیم که کنار جاده ظرف های شیر و دوغ زیادی را چیده بودند و منتظر مشتری و همچنین ماشینهایی که مخصوص جمع آوری و خرید اینها بودند .

مسیرمان را ادامه دادیم و مطابق تابلوی راهنمایی از مرز ایران تا اولین شهر بزرگ کردستان یعنی سلیمانیه ( به قول کردها سلیمانی ) ۱۱۰ کیلو متری می شد .

                                                 7-پاسگاه پلیس

یکی از چیزهای که در هر دو طرف منطقه کردستان مشاهده می شود خط کردی است که  به صورت حرف های مجزا می نویسند مثلا مولوی را مه له وی  می نویسند .

در کنار جاده دانش آموزان پسر و دختر که مدرسه شان تعطیل شده بود منتظر ماشین بودند دختر ها با لباس فرم یک رنگ و پیراهن آبی و دامن سرمه ای بودند و مدارس آنها بطور مختلط بوده است .

مسیر را ادامه دادیم واز میان چند شهر کوچک گذشتیم چون وقت زیادی نداشتیم توقفی در آنها نداشتیم تا بعد از تقریبا ۲ ساعت رانندگی به شهر سلیمانیه رسیدیم .شهری بزرگ و زیبا که اصول شهر سازی در آن رعایت شده است و یک برج بسیار بلندی که در حال ساخت می باشد و از فاصله بسیار دور قابل دیدن می باشد و شبیه به برج دبی است .خیابان های شهر بسیار عریض و گاها ۶ باند می باشند .   

    

                                           8-نمایی از شهر از بالای هتل  جولیا  سلیمانیه - عراق

ابتدا به مرکز شهر رفتیم نزدیک خیابان مولوی ( خیابانی با مغازه های دوربین و موبایل فروشی) توقف نمودیم و وارد پارک شدیم و استراحت کوتاهی در آن نمودیم و با گرفتن چند عکس از آنجا خارج شدیم و برای صرف نهار در کنار همان پارک که چندین رستوران وجود دارد که بعضی از انها شبیه به رستوران مک دونالد می باشد رفتیم و سه نهار سفارش دادیم که چندان گران هم نبود تقریبا به اندازه ایران می باشد .  

 

                                                       9-پارکی در شهر سلیمانیه  

بعد از نهار گشتی در شهر زدیم با توجه به اینکه قبلا به شهر های زیارتی عراق رفته بودم  کاملا با آنها فرق داشت بعد از پرس و جو دنبال هتل در منطقه بالای شهر یعنی منطقه سه ر چنار رفتیم که هتل های زیادی داشت ابتدا به هتل لاله زار رفتیم که هتل ۴ ستاره خوبی بود و دارای سونا ،جکوزی ، باشگاه و اینترنت مجانی بود و اکثر کارکنانش خارجی بودند. (چینی فیلیپینی پاکستانی وبنگلادشی )بعد از دیدن اتاق ها چون قیمت اش بالا بود( اتاق یک تخته ۱۵۰ دلار و اتاق دو تخته ۲۰۰ دلار) به هتلهای دیگری سر زدیم و در نهایت یک هتلی در همان نزدیکی "هتل جولیا "را با شبی ۷۵ دلار که یک سوییت دو خوابه چهار تخته با صبحانه بود را انتخاب کردیم .بعد از دوش گرفتن  استراحت کوتاهی کردیم  دوستانم به استراحت و خواب ادامه دادند و من مانند عادت همیشگی سفر ابتدا به اطلاعات هتل رفتم و اطلاعات کلی از قسمت های شهر بدست آوردم و تعدادی کاتالوگ گرفتم و بعد برای دیدن شهر تاکسی گرفته به مرکز شهر رفتم و گشتی در بین مردم کرد سلیمانیه زدم همان طوری که دوستان مطلع اند واقعا مردمانی خونگرم و مهربان و مهمان دوست می باشند اگر کمکی خواسته باشید با کمال میل انجام می دهند  بخاطر همین به راحتی می توانید با آنها ارتباط دوستانه برقرار نمایید .در انتهای خیابان مولوی ( مه له وی )که پاساژ و مغازه های زیادی می باشد یک قسمت فضای باز بزرگی است که ادم های زیادی در انجا کنار هم نشسته و مشغول صحبت می باشند و تعداد زیادی هم مشغول خواندن روزنامه هستند . تا جایی که توان داشتم آن منطقه را گشتم و سپس با تاکسی قسمت دیگر شهر را دیدم و سپس بعد از چند ساعت گشت و گذار به هتل بازگشتم و دوستان همچنان در خواب بودند  چون زمان صرف شام شده بود باید آماده رفتن به رستوران می شدیم.

                                                  10هتل جونیا - سلیمانیه-عراق

روز بعد قرار شد با دوستان گشتی در شهر بزنیم که ابتدا  به خیابان مولوی ( مه له وی ) رفتیم که مرکز فروش دوربینهای دیجیتال و موبایل می باشد و قیمت وسایل هم ارزانتر از ایران می باشد . سپس به یک مرکز خرید بزرگ چند طبقه  ( فروشگاه زارا ) رفتیم  که یک مرکز خرید مدرنی بود با انواع وسایل مورد نیاز از برند های  شورها ی مختلف که پوشاک آن اکثرا از تولیدات کشورترکیه بودند و با قیمت های مناسب .

مقداری وسایل خریدیم و سپس به هتل برگشتیم .

روز بعد با ماشین خودمان تمام خیابان واطراف خیابان سه ر چنار را گشتیم در انتهای این خیابان بسیار زیبا چندین کلوپ شبانه و بار وجود دارد چون قسمت مرفه شهر می باشد پسران و دختران جوانی را  با ماشین های مدل بالا و سر و وضع امروزی و سرحال می بینید که هر طرفی از این خیابان در رفت و امد و یا کنار کافه ای وقت می گذرانند.

در غروب آن روز در یکی از کافه تریا بستنی سفارش دادیم و مشغول خوردن بودیم که با یک جوان کردی که کنار ما نشسته بود آشنا شدیم و فارسی را بسیار خوب صحبت می کرد و یکی از دوستانم از کار و شغل اش سوال کرد می گفت مشغول تجارت است و  در ضمن سالی سه چهار بار هم تو کار ارسال کالاهای قاچاق به خصوص کالاهای ممنوعه در ایران مثل م.......... است که سود زیادی هم برایش دارد و یک ماشین شاسی بلند میتسوبیشی پاژرو هم داشت که قیمت خریدش حدودا یک سوم قیمت ایران بود چنان با هم گرم گرفتیم که دوست مان شد و قرار شد بعد از صرف بستنی  به همراه ما ، ما به چند جای دیدنی و تفریحی ببرد. 

سپس با راهنمایی همین شخص به قسمت شمال سلیمانیه که منطقه کوهستانی است رفتیم به نام کوهستان ازمر که به بام سلیمانیه معروف است و دارای اب و هوای کوهستانی خنکی دارد در طی مسیر افراد زیادی را در کنار جاده کوهستانی می بینید که با توجه به ممنوعیت صرف مشروبات الکلی در شهر بساط خود را پهن کرده اند .

خلاصه بعد از گشت و گذار در شهر و رفتن به چند مرکز تفریحی  و استراحت در آنجا بعد از دو روز عازم ایران شدیم .

بعد از رسیدن به مرز و انجام کارهای گمرکی خود و ماشین از گمرگ گذشتیم و  دوباره وارد شهر مریوان خودمان شدیم  از راه مریوان راهی شهر سقز که یک راه میانبری است شدیم  حدودا ۱۰ کیلو متری از این مسیر به خاطر انجام جاده سازی بصورت خاکی و زیر سازی برای اسفالت بوده است  این جاده یکی از زیباترین و قشنگترین جاده های کردستان می باشد که دره معروف شیلر به گفته صاحب رستوران بین جادهی در نزدیکی همین جاده قرار دارد .از کباب گوسفندی خوشمزه کردستان  در این جاده استفاده کردیم و چند کیلویی هم از عسل مرغوب کوهستانی رستوران دار که به صورت دایره ای بوده است خرید کردیم و تست خرید عسل هم  هر چه توان خوردن داشتی برای خوردن آزاد بودی  که این هم یکی دیگر از خصلت های مهمان نوازی کردها بوده است  سپس بعد از طی مسیر سرسبز به شهر سقز رسیدیم که خیلی نزدیک تر از راه ( چندین ساعت ) مریوان به سنندج و سقز می باشد .

  از سقز بعد از طی فاصله ۴۵ کیلو متری به شهر بانه رسیدیم .

چون شب بود یک خانه ای شبی ۲۰۰۰۰ تومان اجاره کردیم و فردای آن روز برای خرید به آنجا رفتیم

در بانه به علت تفاوت قیمت زیاد کولر های اسپیلت و ال سی دی در دیگر شهر های ایران اکثر مسافران برای خرید این دو وسیله به بانه سفر می کنند ولی دیگر وسایل برقی کلا چینی و احیانا درجه ۲ یا ۳ می باشند .  

دوستمان یک اسپیلت ۳۰۰۰۰ با مارک میتسوبیشی و مونتاژ تایلند را با گارانتی به قیمت یک میلیون تومان خریداری نمود .

در کردستان عراق که یک منطقه خودمختار می باشد آنچه که مشاهده کردیم چنین بود :

ادم هایی بسیار شاد و سرحال که هیچ معتاد به مواد مخدری در آن نخواهید دید .

نوع پوشش لباس در آنجا آزاد می باشد . بخصوص برای زنان

همه افراد مشغول به کاری هستند در غیر این صورت طبق گفته خودشان از دولت حق معاش می گیرند. یعنی حقوقی برای حداقل مخارج زندگی .

با اینکه مغازه مشروب فروشی درآنجا وجود دارد ولی طبق قانون هیچ کس حق خنوشیدن در داخل مغاره یا ملا عام را ندارد و همه افراد قانون را رعایت می کنند .

کسب و کار در انجا رونق دارد و حتی نیروی کار از دیگر کشور ها وارد می کنند .

یکی از پر رونق ترین کارها با توجه به امنیت و آب و هوای مناسب تر نسبت به دیگر جاهای عراق امور هتلداری است .

تفاوت بسیار زیاد کارکنان کرد با عراقی های عرب در گمرک های مرزی .

در اینجا ماموران چه در موقع رفت و چه برگشت خیلی محترمانه و مودبانه با مسافرین ایرانی برخورد می کنند . 

ولی اگر گذرتان به خروجی گمرک مرز مهران خورده باشد افراد زیر ۳۰ سال علاوه بر انگشت نگاری و تحقیر  شدن  کلیه ایرانی هایی که از مرز عراق خارج می شوند باید به ماموران گمرک عراقی که خودشان اعلام می کنند باج دهند معمولا توسط مدیران کاروان ها پرداخت می شود در غیر این صورت آنقدر معطلتان می کنند تا باج را بپردازی و اجازه خروج بگیرید .


هزینه سفر:
نفری 145.00 تومان


                                                                           پایان

+ نوشته شده توسط علی قوامی در بیست و ششم خرداد 1389 و ساعت |